نمایش نوار ابزار

مصاحبه با دکتر رحیم شهرتی فر

اگر خاطرتان باشد، این سخن که مجلس در رأس امور نیست به دوره آقای احمدی‌نژاد بر می‌گردد که بین دولت و مجلس وقت مشکلاتی به وجود می‌آمد، رئیس جمهور آن زمان صراحتا اعلام کرد که مجلس در رأس امور نیست از آن تاریخ به بعد این موضوع شروع شد و کم کم خود مجلسی‌ها هم نتوانستند از جایگاه خود دفاع کنند

خودتان را معرفی کنید و در مورد سوابق کاری‌تان توضیح بفرمائید!

رحیم شهرتی فر، متولد سال 1340 در تبریز، خیابان مارالان، کوچه حاج کریم هستم، منتها دست روزگار باعث شده تا در شهرهای مختلف زندگی کنم. من از وقتی انقلاب جمهوری اسلامی پیروز شده است، با جریان انقلاب همراه بوده ام؛ قبل از انقلاب اسلامی در مبارزات با رژیم پهلوی شرکت داشتم، به محض پیروزی انقلاب اسلامی ایران در کمیته‌های انقلاب حضور داشتم، بعد از تشکیل سپاه پاسداران و در برهه‌ای که کردستان ناامن شده بود، به فرمان امام خمینی (ره) در سال 58 به عنوان پاسدار رسمی وارد سپاه شدم و به کردستان رفتم. به طور کلی در شهرهای مختلف مسئولیت داشته‌ام، طی هشت سال دفاع مقدس در عملیات مسلم بن عقیل از گردن مجروح شدم و جانباز 25 درصد انقلاب هستم. بعد از پایان جنگ و در سال 69 وارد دانشگاه شدم، چون در دوران جنگ اصلا به فکر رفتن به دانشگاه نبودم و واجب اصلی در آن زمان حضور در جبهه بود.

در سال 73 به محض فارغ التحصیلی از دانشگاه تبریز، به سِمت مدیر کل امور اجتماعی و انتخابات استانداری آذربایجان شرقی منصوب شدم. از سال 77 تا آخر سال 80 مدیر کل سیاسی و انتظامی استانداری بودم، از فرودین سال 81 تا فروردین 85 فرماندار شهرستان میانه شدم. دو سال مسئول مرکز مطالعات آذربایجان و دو سال هم معاون اداری و توسعه منابع انسانی و آموزشی تراکتورسازی بودم. از سال 89 تا سال 92 به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه مشغول تدریس شدم. زمانی که دولت دکتر روحانی روی کار آمد به عنوان فرماندار تبریز دعوت به کار شدم و تا سال 96 در خدمت مردم شهرم بودم. از سال 96 تا نیمه دوم سال 97 به عنوان معاون سیاسی- امنیتی استانداری آذربایجان شرقی خدمت کردم و بعد از خداحافظی از استانداری به دلیل بازنشستگی، مجددا همکاری علمی خود را با دانشگاه نبی اکرم تبریز به عنوان عضو هیئت علمی ادامه دادم.

آقای دکتر چطور شد، تصمیم گرفتید وارد انتخابات مجلس شوید و وکالت و نمایندگی مردم را قبول کنید؟

واقعیت مطلب این است که من با 29 سال خدمت رسمی بازنشسته شده‌ام چون مدرک تحصیلی‌ دکترا داشتم و خودم هم جانباز بودم، قانون اجازه می‌داد که درخواست اعاده به خدمت بدهم و شش سال دیگر نیز امکان ادامه خدمت داشتم تا 35 سال دوره خدمتم تکمیل شود یا تا سن 65 سالگی خدمت کنم، منتهای مراتب وقتی قانون منع خدمت بازنشستگان ابلاغ شد، من در استانداری آذربایجان شرقی قبول خدمت کرده بودم و بنا بر این بود که تا آخر دوره دوم دولت روحانی ادامه فعالیت دهم ولی نمایندگان در مجلس متاسفانه به صورت احساسی، بدون مطالعه و بدون اینکه از خیانت خود خبر داشته باشند، طرحی را مطرح کردند، به عنوان قانون منع خدمت بازنشستگان. و هنگامی که این طرح تصویب شد، نمایندگانی که رأی مثبت داده بودند، بارها در مورد آن مصاحبه کرده و از این طرح برداشت تبلیغاتی می‌کردند، تصورشان این بود که اجرای طرح افراد زیادی را شامل می‌شود، در ضمن نمی‌دانستند، چه کسانی را نیز شامل می‌شود، بعد از تصویب قانون نمایندگان ملتفط شدند، در کل شمالغرب کشور فقط پنج نفر را شامل می‌شود؛ دو نفر از آذربایجان شرقی که مجید خدابخش، استاندار وقت تبریز و من به عنوان معاون استاندار، یک نفر از استان اردبیل و دو نفر هم از زنجان. از ارومیه هم کسی را شامل نشد.

تازه همان نماینده‌ها ابراز تاسف می‌کردند که نمی‌دانستیم اینگونه می‌شود و من حرفم این بود که شما چگونه پیامد یک مصوبه را ندانسته، رأی دادید؟ آن هم در شرایطی که تنها یکسال از آغاز دوره فعالیت مدیران می‌گذشت و مسئولان کارهایشان را انجام می‌داند، شما آقای مهرعلیزاده در اصفهان را در نظر بگیرید که هم استانی خودمان است، قبلا معاون رئیس جمهور شده، کاندیدای ریاست جمهوری هم بود و یک مدیر قوی و چهره شناخته شده بود، در آن برهه به عنوان استاندار اصفهان مشغول به خدمت بود، با استناد به این طرح، او را کنار گذاشتند و مدت‌ها زمان برد تا استاندار جدیدی به جای وی انتخاب کنند، واقعیت این است که من بعد از ابلاغ قانون منع به کارگیری بازنشستگان تصمیم گرفتم به مجلس بروم، چرا که مجلس مهم است، مهم‌تر از کارهای اجرایی! به عقیده من باید همه کسانی که تجربه و اطلاعات کافی دارند و از وضعیت امروز جامعه ناراضی‌اند و می‌خواهند به روش‌های غلط مدیریت در جامعه خاتمه دهند، باید در انتخابات ثبت نام کنند،حتی من چنین پستی هم در فضای مجازی گذاشتم و از هر کسی که می‌تواند وکالت مردم را در این مرحله قبول کند، برای حضور در صحنه رقابت دعوت کردم، خودم نیز به همین خاطر تصمیم گرفته‌ام به مجلس بروم.

وضع کارآیی نمایندگان فعلی مجلس را در آذربایجان شرقی را چگونه ارزیابی می کنید؟

اتفاقا در روز ثبت نام یکی از خبرنگاران این سوال را از من پرسید، آنجا هم به طور مختصر چنین جواب دادم که ارزیابی از عملکرد مجلس از وضعیت موجود جامعه مشخص می‌شود؛ اگر وضع مردم از نظر اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی خوب بوده یا اوضاع رو به بهبود باشد، مردم شاد باشند، مشکل‌ها و تنگناها حل شده باشند، لابد مجلس خوب عمل کرده است، چون که مجلس در راس امور است، اما اگر مشکلات حل نشده‌اند و روز به روز هم افزون می‌شوند و گلایه و نارضایتی مردم از اداره مملکت بیشتر شده است، معلوم می‌شود که نمایندگان نتوانسته‌اند به خوبی نقش خود را ایفا کنند. درست است که در شکلگیری دولت، رئیس جمهور را مردم به صورت مستقیم انتخاب می‌کنند، اما در تشکیل کابینه مجلس نقش مهمی دارد، برای اینکه این افراد با رئیس دولت می‌نشینند، صحبت می‌کنند و نفرات معرفی شده توسط رئیس جمهور را برای عضویت دولت گاه قبول می کنند و گاه نه و حتی وقتی قبول هم می‌کنند، می‌توان به میزان رأی اعتمادی که به وزرا داده شده است، نگاه کرد، اکنون هنگامی که به عملکرد وزیران نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که مجلس نتوانسته است نقش خود را ایفا کند. اگر خاطرتان باشد یکی از وزیران در شُرف استیضاح و برکناری بود و استعفا داد اما به وزارتخانه دیگری معرفی شد و همان مجلس به وی رأی اعتماد بالایی دادند، این نشان می‌دهد که مجلس و نمایندگان فعلی در کارهای خود دقیق نبوده‌اند، بی برنامه جلو رفته‌اند و عملکردشان مثبت ارزیابی نمی‌شود.

با توجه به وضعیت فعلی و رد صلاحیت‌های فله‌ای که توسط شورای نگهبان انجام شده است، ترکیب مجلس آینده را چطور می‌بینید؟

من امیدوارم در مرحله تجدید نظر تعداد قابل توجهی از افرادی که رد صلاحیت شده‌اند، به عرصه رقابت انتخاباتی بازگردند . به طور کلی آنچنان که از فضای موجود احساس می‌شود، متاسفانه فضای انتخاباتی بر جامعه حاکم نیست و رد صلاحیت‌ها گویا مزید بر علت شده است تا فضا سردتر شود، آدم احساس می‌کند که مولود انتخابات هنوز در جامعه فراگیر نشده است. الان در حوزه‌های انتخابیه باید آخرین لیست کاندیداها مشخص شده باشد، چون به نوعی بلاتکلیفی وجود دارد. بر اساس قانون از 23 بهمن ماه زمان تبلیغات رسمی آغاز می‌شود و لیست نهایی کاندیداها 22 بهمن ماه منتشر خواهد شد، حتی کاندیداهایی که تائید صلاحیت شده‌اند هم به نوعی نگران رد صلاحیت دوباره هستند. اکنون احزاب سیاسی، تشکل‌ها و فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، هم از عملکرد مجلس فعلی ناراحت هستند، هم از تعداد کم کاندیداها و همینطور کاهش فعالیت‌های سیاسی. در این فضا پیش‌بینی ترکیب مجلس آینده، یک مقدار سخت است و من امیدوارم در فرصت باقی مانده شرایطی فراهم شود تا احزاب سیاسی و گروه‌ها به تبلیغات انتخاباتی ورود پیدا کنند و جریانات و سلایق مختلف سیاسی در رقابت حضور داشته باشند تا با مشارکت نسبی مردم هم که شده، جلوه حضور مردم پر رنگ‌تر شود.  

عملکرد دولت دوزادهم و مجلس دهم، در عدم وجود فضای انتخاباتی در جامعه حاکم چه تاثیری دارد؟

زیاد! همانطور که می‌دانید، نتیجه کارآمدی، رضایتمندی مردم است و پیامد ناکارآمدی، عدم رضایت مردم، مخصوصا اگر مساله بی‌اعتمادی در جامعه زیاد شود، این بی‌اعتمادی منجر به بی‌اعتباری می‌شود و مردم هم از دنباله‌روی سیستم بی‌اعتبار اِبا دارند. در شرایط کنونی مخصوصا دولت دوم روحانی و مجلس دهم هر کدام نقش خود را آنطور که باید و شاید کارآمد ایفا نکردند و متاسفانه در جلب رضایت مردم موفق نبوده‌اند، نمونه‌اش بحث افزایش قیمت بنزین در این اواخر است که در ایام عید، در روز تعطیل، سرانه سه قوه خودشان تصمیم گرفتند و اعلام کردند و تبعات این اقدام برای مملکت واقعا زیاد بود و خسارت جبران ناپذیری به همراه داشت. این وضعیت باعث می‌شود که من بگویم طبیعتا وقتی مردم ناکارآمدی می‌بینند، طبیعی است که مردم دلسرد و ناراضی می‌شوند، مخصوصا که مجلس فعلی نتوانسته است به وظایف خود عمل کند؛ دولت را هدایت کرده، طرح‌هایی مصوب کند که دولت را احیانا هم از کجروی و هم از سهل‌انگاری به مسیر درست رهنمون کند. وقتی این اتفاق نمی‌افتد، این تجربه را به همراه دارد که در واقعیت مجلس در رأس امرو نیست. این نمایندگان مردم هستند که ترکیب مجلس را شکل داده‌اند، اگر نمایندگانی با پیشینه قابل قبول، سوابق روشن، شخصیت مطلوب، دانش لازم و تجربه کافی انتخاب شده باشند، حتما مجموعه مجلس قوی تشکیل و تاثیر آن در عملکرد دولت نشان داده می‌شود.

جمله حضرت امام که ” مجلس در راس امور است” در مجلس فعلی چقدر دیده می‌شود، چون ما شاهد هستیم که در مورد افزایش قیمت بنزین باید ابتدا دولت آنرا در قالب لایحه به مجلس می‌فرستاد و سپس تصمیم‌گیری می‌شد، چنین احساس شد که با توجه به اینکه انتخابات دوره یازدهم مجلس در پیش بود، مجلسی‌ها این لایحه را به تاخیر می‌انداختند و دولت چه تعمدا و چه از سر ناچاری این تصمیم را به سران سه قوه سبرد، با این وصف چنین بر می‌آید که جلساتی مانند سران سه قوه یا خود مجمع تشخیص مصلحت نظام در برهه‌هایی نقش مجلس را در تصمیم‌گیری‌ها تحت شعاع قرار می‌دهند، به نظر شما مشخصا در شرایط فعلی واقعا مجلس در رأس امور است، و اگر نیست، دلایل آن چیست و چه باید کرد که مجلس دوباره به جایگاه قبلی خود بازگردد!

اگر خاطرتان باشد، این سخن که مجلس در رأس امور نیست به دوره آقای احمدی‌نژاد بر می‌گردد که بین دولت و مجلس وقت مشکلاتی به وجود می‌آمد، رئیس جمهور آن زمان صراحتا اعلام کرد که مجلس در رأس امور نیست از آن تاریخ به بعد این موضوع شروع شد و کم کم خود مجلسی‌ها هم نتوانستند از جایگاه خود دفاع کنند، من اشاره کردم که در همین موضوع بنزین، وقتی که مجلس نتواند رسالت و نقش خود را ایفا کند، طبیعی است که امور مملکت بدون تصمیم باقی نمی‌ماند، و در نهایت حوزه تصمیم‌گیری وارد مسیر جدیدی می‌شود. هنگامی که مجلس بحث در مورد حامل‌های انرژی و قیمت بنزین، را در قانون بودجه بلاتکلیف می‌گذارد و نمایندگان در این مورد تصمیم نمی‌گیرد، طبیعی است که تصمیم‌گیری موکول به خود دولت یا سران سه قوه می‌شود، موضوع مهم‌تری که شما به آن اشاره نکردید این است که در کشور هر درآمدی باید از طریق قانون کسب و هزینه شود. تصمیم اخیر دولت در مورد بنزین نشان داد که هم بنزین گران شد و هم در مورد نحوه هزینه کرد این درآمد هم تصمیم گرفته شده بود، مانند پرداخت کمک هزینه اضافی به اقشار آسیب‌پذیر. این درآمد با کدام قانون هزینه می‌شود؟ نمایندگان ملت باید به این نکته تاکید می‌کردند که هم درآمد باید قانونی باشد و هم هزینه کرد، که متاسفانه نتوانستند این کار را انجام دهند، با این کار مجلس عملا در رأس امور نبودنش را نشان داد و من معتقدم برای بازگشت مجلس به رأس امور باید از سیستم قانون سالار تبعیت کنیم، یعنی باید در مقابل هر نکته‌ای و هر تصمیمی که مغایرت قانونی دارد، استقامت نشان دهیم. اگر چنانچه غیر قانونی تصمیم گرفته شود، درآمد کسب شود، هزینه شود، مجلس هم عکس‌العملی از خود نتواند نشان دهد، واضح است که آن مجلس هم از خاصیت افتاده و هم عملکرد خود را از دست داده است، اگر می‌خواهیم این وضعیت اصلاح شود، به عقیده من باید دنبال نمایندگانی برویم که اصل و اساس برایشان حاکمیت قانون است و زمانی که از یک سیستم قانون سالار تبعیت کردیم، مجلس، دولت و نهادهای نظارتی در مفهوم خود باقی می‌مانند، افرادی که نباید تصمیم بگیرند، در امور دخالت نمی‌کنند، و افراد یا سیستم‌هایی که قرار است تصمیم‌‌ساز باشند، تصمیم می‌گیرند. اگر قانون را ببندیم و بگذاریم کنار طبیعی است که سلیقه‌ها و کارهای دلبخواهی و نهایتا نهادهای سیاسی که مجموعه نظام را تشکیل داده‌اند، ضعیف می‌شوند و خود نظام صدمه می‌بیند.

 من معتقدم که در درجه اول ما باید شأن نهادهای سیاسی و ساختاری را حفظ کنیم و در درجه دوم مساله اساسی طریق صحیح حرکت در مدار قانون است، حتما باید این اتفاق بیافتد و همه از آن تبعیت کنند، در غیر این صورت مجلس در رأس امور نیست، دولت ناکارآمد است و مردم ناراضی هستند.

پیش بینی شما از مشارکت مردم در این دوره از انتخابات!

مردم نمایندگان را انتخاب می‌کنند تا به جای آنها لایحه‌ها را بررسی کنند، طرح ارائه دهند و قانون تصویب کنند. قوانینی که گره‌گشا باشند، به پیشرفت مملکت کمک کنند و از اهداف و آرمان‌های نظام صیانت و دفاع کنند. اگر نتیجه این انتخابات نمایندگانی باشد که

از شخصیت مطلوب برخوردار باشند، دانش لازم را داشته و تجربه کافی داشته باشند، مجموعه مجلس قوی است.

واقعیت این است که صحنه رقابت و حضور کاندیداها باید از سلایق مختلف باشد تا دامنه انتخاب مردم هم تنگ نشود و با محدودیت روبرو نشوند، احزاب، تشکل‌ها و جریانات سیاسی بتوانند، خواسته‌ها و کاندیداهای هم مسیر را شناسایی و به جامعه معرفی کنند، برنامه‌ها به مردم توضیح داده شود، در این حالت مجلس کارآمد خواهد بود، در غیر این صورت بدون تعارف نباید انتظار مجلس کارآمد و قوی و در رأس امور داشته باشیم.

هر نماینده ای که به مجلس می‌رود، به عضویت کمیسیونی در می‌آید، اگر جنابعالی وارد مجلس شدید، وارد کدام کمیسیون‌ها می‌شوید و احساس می‌کنید، جایتان کجا خالی است و حضورتان موثر؟

تصور و باور من این است که اگر در زمینه‌های زیادی با نتایج اشتباهی مواجه هستیم به این دلیل است که روش‌ها درست نیستند، اگر روش درست نباشد، نتیجه قابل قبول به دست نمی‌آید. در بین روش‌ها، ایراد اساسی مربوط به آموزش و پرورش است، ملاحظه می‌فرمایید حوزه آموزش و پرورش و آموزش عالی و در کل مسائل مربوط به تعیلم و تربیت مشکلات اساسی دارند، اکنون در جامعه ما مراکز متعددی هستند که مدرک می‌دهند، بدون اینکه علم را به صورت فراگیر به همه آموزش داده باشند. البته در این بین برخی مراکز دانشگاهی هم هستند که نخبه‌ها در آنجا جمع می‌شوند و برخی رشته‌های دانشگاهی وجود دارند که نخبه‌ها به آن‌ها گرایش دارند، مانند پزشکی و متاسفانه سایر رشته‌ها فراموش می‌شوند. از طرفی فکری برای بازار کارخیل کثیری از جوانان که تحت هر شرایطی می‌توانند مدرک تحصیلی بگیرند، نشده است. چنانچه من دست بگذارم به اصلاح روش‌های غلط، معتقدم که کمیسیون‌های مربوط به مسائل فرهنگی، مخصوصا مربوط به آموزش و پروش بهترین گزینه برای فعالیت من است.

خواسته شما از مردم در این دوره از انتخابات چیست؟

در عین حال که ما همواره شاهد شکوه حضور مردم انتخابات ما بوده‌ایم و به عینه دیده‌ایم که بعد از آنکه مردم به صورت جدی در انتخابات مشارکت می‌کند، دشمنان عقب نشینی کرده و تحت تاثیر حضور پر شور مردم، ادبیات برخورد با جمهوری اسلامی ایران عوض می‌شود، این نشان می‌دهد که انتخابات واقعا مهم است، منتهای مراتب انتخاباتی که در چهار سال بعدی هم بتوانیم از آن روز به روز نتیجه مثبت ببینیم، به خود مردم بر می‌گردد. اگر مردم کمی وقت بگذارند، مطالعه کنند، تابع روش‌های پوپولیستی و عوام فریبی نباشد، خرید و فروش رأی صورت نگیرد و نتایح انتخابات از راه‌های سالم مشخص شود، مجلس رو به جلو حرکت می‌کند.  

به نظر نماینده‌ مردم باید من کسی باشد که از نظر شخصیتی قابل قبول است، یعنی پاکدست بوده و در گذشته به نفع خود و اطرافیانش رانت خواری نکرده و با افراد فاسد تضاد داشته باشد.

هم چنین افرادی را که ما وکیل می‌کنیم و به نمایندگی خود به مجلس می‌فرستیم تا برای مصالح جامعه، مملکت و نظام تصمیم بگیرد، باید از دانش لازم برخوردار باشد، آدمی که نمی داند، نمی‌تواند درد را شناسایی کرده و راه حلی ارائه دهد. مخصوصا تجربه هم در این زمینه مهم است، گاهی می‌بینیم که موضوع جوان‌گرایی بد تعبیر می‌شود. باید زمینه‌ها و بستر فعالیت تمامی جوانان در عرصه‌های اداری، اجرایی و مدیریتی محیا شود، تا جوانان بتوانند با استعداد، دانش و قابلیت‌هایشان درون سیستم رشد کنند، اما معنا و مفهوم این حرف این نیست که ما حیطه تصمیم‌گیری را به افرادی که از تجربه لازم برخوردار نیستند، بسپاریم. طبیعی است که نبود تجربه با آزمون و خطا همراه است و حتما باید مساله تصمیم‌گیری را به انسان‌های پخته و با تجربه بسپاریم.